<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>فروش فیلمهای بدون سانسور خارجی</title>
<link>http://waht1.blogfa.com/</link>
<description>هر فیلمی که بخواهی اینجا هست</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 02 Dec 2008 20:32:21 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>www.waht.blogfa.com</title>
<link>http://waht1.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN class=smalltext&gt;&lt;STRONG&gt;مصاحبه با بازیگر نقش حضرت یوسف + عکس &lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-RIGHT: 0pt; PADDING-LEFT: 0pt; PADDING-BOTTOM: 5px; PADDING-TOP: 5px&quot; align=justify&gt;هفته های اخیر سریال حضرت یوسف در حال پخش شدن است ، سریالی که مورد توجه عموم مردم قرار گرفته است ، فیلمی که در آن زلیخا عاشق حضرت یوسف میشود.  &lt;BR&gt;*** مصطفی زمانی متولد سال 1361 و دانشجوی رشته مدیریت است و برای ایفای این نقش آموزش‌های مختلفی را دیده و با حضور در كلاس‌های ورزشی و بدن‌سازی فیزیك خود را به این نقش نزدیك كرده است.&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=416 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.up.pixi.ir/files/rdz5mcmf8i1hcovvgxis.jpg&quot; width=419 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=justify&gt;دنبال یك زندگی راحت هستم &lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;تا می گویی یوسف، همه چهره ای را مجسم می كنند كه با دیدنش اگرچاقو به دست داشته باشی حتماً دستت را خواهی برید. ازاین قصه كه بگذریم، با خودم فكرمی كردم پیدا كردن یوسف ازمیان خیل چشم رنگی هایی كه عرصه سینما را به دست گرفته اند خیلی هم نباید سخت باشد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یوسفی كه ازمیان 3 هزارنفربرای مصاحبه می آید نیزیكی ازهمان چشم رنگی هاست كه با مو و ریش بلندش بیشترمرا به یاد مسیح می اندازد. او خیلی اتفاقی گذارش به شهرپر وسوسه و خیال انگیزسینما افتاده و هنوز روزهای دوست داشتنی و دشوارشهرت برای او از راه نرسیده است. به همین خاطرمی شود هر جایی نشست و با او از یوسفی حرف زد كه به قول خودش هیچ شباهتی به آن كه حالا می بینیم ندارد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گویا مو و چشم های رنگی اش را تیره كرده اند، می گوید: زیبایی را گرفته اند تا معصومیت ببخشند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دلش نمی خواهد او را از گروه همان چشم رنگی هایی ببینیم كه راه دشوارسینما را به خاطرزیبایی چهره شان یك شبه پیموده اند. می گوید به ضابطه معتقد است و بیش از آن به سرنوشت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ما هم نمی خواهیم مثل برخی منتقدان كه او را نا بازیگرشهرستانی معرفی كرده و[به قول خود زمانی] با سلیقه ای عمل كردن كینه خود را دردل او نشانده اند، بازیگری اش را به بوته ی نقد بكشانیم. می نشینیم به انتظار و نقدها را می گذاریم برای بعد. بازیگری بی شك مهارتی نیست كه بشود داشتن یا نداشتن را درچهره ی او جستجو كرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یوسفی كه حالا می بینیم جوان 23 ساله ای است اهل فریدون كنار. اوشبیه همه جوان های دور و برم لباس پوشیده و یك غرورپنهانی را درتكان دادن های دست و حتی نگاه كردنش به آدم های میزكناری می بینم. تعجب نمی كنم وقتی می گوید دو تا دوست بیشترندارد وهمكلاسی هایش می گویند: فلانی به زمین هم فخر می فروشد.با مصطفی زمانی دریك شب زمستانی گفتگومی كنم. تا به خانه برسم به یوسفی فكرمی كنم كه تصویری كردن حقیقت زیبایی اش بی شك كار دشواری است ( كه شاید ازعهده ی هیچكدام ازاین خیل چشم رنگی ها برنیاید). &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.up.pixi.ir/files/3i5mw20ghr6vntgnqg2v.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ازبین چند كاندیدا انتخاب شدید ؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اطلاع داشتم برای نقش یوسف تست می گیرند. حتی یك بار ازجلوی دفتراین پروژه رد شدم، اما نرفتم تست بدهم. هفته بعد یكی ازدوستانم عكس مرا به آقای سلحشورنشان داده بود و با پیشنهاد او 7 اردیبهشت 83 اولین تست را دادم و3 روزبعد دو تا ازسكانس های سریال را ازمن تست گرفتند كه بعدها فهمیدم سخت ترین سكانس ها بوده است. پس ازیك ماه، تست گریم دادم بعد با من قرارداد بستند با این شرط كه اگركاندیدای بهتری پیدا شد، با نظركارگردان من كناربروم. تا آنجا كه اطلاع دارم ازحدود 3 هزارنفرتست گرفتند و زمانی من را انتخاب كردند، گفتند تنها كاندیدایی هستی كه روی آن اتفاق نظردارند. ازتاریخ عقد قرارداد یعنی تیرماه 83 تا شروع فیلمبرداری دراوایل بهمن همان سال، شرایط بسیارسختی داشتم. برخی عوامل اصلی كارسعی درانتخاب یكی ازبازیگران حرفه ای داشتند. حتی مدتی دنبال یك بازیگرخارجی گشتند. ولی همه ما می دانیم كه تجربه ساخت فیلم مصائب مسیح توسط مل گیبسون ثابت كرد ایفاگرنقش پیامبرباید یك بازیگرناشناخته باشد. آدمی كه روی او ذهنیت خاصی وجود ندارد. به هرحال ازآنجا كه بازیگری برای من آنقدراهمیت نداشت كه به خاطرآن ازهمه چیزبگذرم، باهمه اینها كنارآمدم. من به مفهوم واقعی عاشق بازیگری وشهرت نبودم، به هرحال یا بازی می كردم یا نمی كردم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با جلساتی كه گذاشتند وحمایت های آقای سلحشور رفتم جلوی دوربین پس ازیك هفته هم بازیگرثابت این نقش شدم. الان هم حدود یك سال است كارمی كنم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از نظرخودتان هم بهترین گزینه بودید &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;من حس می كنم این نقش نیازبه كسی دارد كه بدون توجه به دوربین وعوامل پشت صحنه حرف بزند كه این كارسختی است. آنهایی كه حرفه ای هستند نا خودآگاه مجبورند به این چیزها توجه كنند. صحنه هایی بود كه احساس می كردم فقط باید با دلم حرف بزنم . خیلی جاها من اصلاً به كاراكترفكرنمی كردم. او را بازی نمی كردم، خودم بودم. حس می كنم برای این كارنیازبه آن داریم كه درونمان را قوی كرده باشیم ومن این كاررا پیشترانجام داده بودم. شاید به خاطرنوع زندگی ای كه خداوند برایم رقم زده است. البته به نظرمن یك بازیگرحرفه ای نمی تواند این نقش رابرای مردم ارائه كند. من برای مردم بازی می كنم. اصولاً نقش پیامبر را باید برای مردم بازی كرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;فكرمی كنید چهره تان چه ویژگی خاصی برای ایفای این نقش داشته است؟قضیه یوسف یك قضیه باطنی است. زیبایی ظاهری با توجه به زاویه دید مردم تغییرپیدا می كند. پس مطلق بودن را باید دراین زمینه كنارگذاشت. و دیگراین كه بعضی چهره ها هستند كه بدون داشتن زیبایی ظاهری صمیمیت دارند. آدمها با آنها احساس نزدیكی می كند واین به انسانیت آدم ها برمی گردد. فكرمی كنم كارگردان بیشتردنبال همین بوده است كه ازاین نظرتا حدودی به خودم مطمئن هستم، به اضافه ی یك زیبایی ظاهری كه البته درگریم بسیاری ازجذابیت های چهره پوشانده شده است. درواقع زیبایی دراینجا براساس فضای پیرامون تعیین می شود. براساس گریم فراعنه مصر وآدم های دور و براست كه زیبایی یوسف برجسته ی شود. ازطرفی باید این چهره برای مردم باورپذیرمی شد .اما خب كاندیداهای دیگری هم بودند كه چهره های بسیارزیبایی داشتند اما آن انرژی درونی را كه كارگردان دنبالش بود نداشتند وگرنه من خودم را ازنظرزیبایی درحد آدم های معمولی می بینم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;معمولاً كارگردان در تمام جزئیات شما را راهنمایی می كند یا ایده های خودتان را هم به كار می گیرید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آقای سلحشورمعتقدند كارباید براساس دید كارگردان پیش برود نه بازیگر. الان متأسفانه درسینمای ما اغلب بازیگران دوست ندارند كسی به آنها بگوید كه مثلاً این صحنه را این طوری بازی كن. شاید ما قادرباشیم بازی بسیارقوی هم ارائه كنیم، گاه لازم است به خاطرسایربازیگران سطح بازی ها یكدست شود. ولی بسیاری ازبازیگران راضی به این كارنمی شوند.&lt;BR&gt;بازیگرانی كه دراین سریال حضوردارند اغلب به این ویژگی آنها توجه شده است. نقش من نیزبه خاطراین كه الگوی خاصی برای ارائه آن وجود ندارد ومن فقط باید نقش كسی را بازی كنم كه در بالاترین مراتب انسانیت قراردارد، ازجهاتی حائز اهمیت است. هرچند شاید به خاطرنبود یك الگوی خاص كسی نمی تواند انتقادی به نقش وارد كند؛ همین موضوع مسؤولیت مراسنگین ترمی كند. چرا كه هرحركتی ازمن به حساب پیامبرگذاشت می شود. به همین خاطردرمورد این نقش همواره سعی می كنم نظرات كارگردان را به كارببندم. اما این طورهم نیست كه ایده های ما را نادیده بگیرند.&lt;BR&gt;مثلاً دربعضی صحنه های حسی به خاطرشناخت كاملی كه ازمن دارند با انگشت گذاشتن روی نقاط حساس زندگی ام، به باورپذیری آن صحنه به من كمك می كنند. به طورمثال درصحنه ای كه یوسف به ماوراء می رود وفرشته ها دور او می چرخند، باید حالت زار كسی را می داشتم كه مثلاً پدرش را به غریبه ها فروخته است. یك چنین حسی داشت آن صحنه، اما فرشته ها برای من قابل لمس نبودند. برای همین آقای سلحشوركه می دانست ارادت خاصی به امیرالمومنین (ع) دارم، آمد نشست كنارمن وگفت: زیاد گناه كرده ای، اما لیاقت این را داشته ای كه امیرالمومنین بیاید اینجا وشفاعتت كند و من با این جمله به هم ریختم. شاید باورتان نشود حتی بعد ازكات هم گریه ی من قطع نمی شد. این ارتباط نزدیكی كه با آقای سلحشوردارم، خیلی دربازی به من كمك كرده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با اشاره ای كه به نقش یوسف به خاطرنداشتن الگوی زنده و مشخص كردید، به نظر می رسد ترسیم پرقدرت این نقش كار ساده ای نسیت ؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نقش یوسف را واقعاً یك آدم درد كشیده باید بازی كند. من به جرأت می توانم بگویم در صحنه های زندان 70 درصد خودم را بازی كردم. یا درسكانسی كه با یعقوب پیامبرحرف می زنم. پدرم را مقابل خودم می بینم واین به خاطر وابستگی شدیدی است كه به پدر ومادرم دارم و درحال حاضرازهم دورهستیم. در واقع این حس دوری ازدرون من نشأت می گیرد. بنابراین به تماشاگر دروغ نگفته ام. اینها همه ترسیم نقش را برای من ساده می كند. ازطرفی همه ی اینها را لطف خدا می بینم. حتی ورودم به دنیای بازیگری را كه مدیون هیچ كس نیستم. هیج آشنایی نداشتم و معتقدم تمام سختی هایی كه در زندگی تحمل كرده ام بی حكمت نبوده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چند بار فیلمنامه را خوانده اید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حدود 13 بار.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دراین زمینه مطالعه دینی هم داشتید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مطالعه ی دینی زیادی نداشتم. اما كتابهای مختلفی خواندم ازجمله خود قرآن. ازطرفی فیلمنامه براساس شرایط نوشته می شود نه واقعیت. بین آنچه درفیلمنامه هست و آنچه ممكن است با مطالعه عمیق به دست بیاید، گاه دوگانگی وجود دارد كه عوض كردنش سخت است. واقعیت گاه باورپذیرنیست. مثل واقعیت رو گرداندن یوسف از زیباترین زن مصر. باید آن را به ذهن مردم جامعه نزدیك كرد، به مردمی كه دارای طبیعت وغریزه انسانی هستند. من سعی كردم فیلمنامه نوشته شده را به خودم بقبولانم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چه قسمتی ازكارباقیمانده است؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از28 قسمتی كه درفیلمنامه حضوردارم حدود 10 قسمت داخلی وخارجی كارشده و تقریباً می شود گفت قسمت اعظم كارباقیمانده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پیش از شروع فیلمبرداری چقدر تمرین داشتید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;درمدت 6 ماه قبل از فیلمبرداری، دو تا معلم بازیگری و یك مربی سواركاری به صورت خصوصی داشتم. آقای داوود دانشور یكی ازاستادان بازیگری ام بود كه من آشنایی با تئوری سینما را مدیون او هستم. شمشیربازی را هم با خود كارگردان تمرین كردیم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اولین صحنه ای كه بازی كردیدكدام صحنه بود؟اولین صحنه داخلی زندان بود كه خبری برای من می آورند مبنی براین كه زلیخا دستور داده شما را شكنجه كنند. این اولین پلانی بود كه بازی كردم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دراین مدت با عوامل مشكلی نداشته اید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بعضی ها بودند كه الان نیستند وخیلی دلشان نمی خواست كه من این نقش را بازی كنم. آنها اغلب سینمایی بودند. البته من اوایل آدم بسیارخشكی بودم. فكرمی كردم اگر روابطم بیش از یك سلام وعلیك باشد ممكن است این تصورپیش بیاید كه به خاطرگرفتن نقش حاضرم اخلاقم را زیر پا بگذارم و این موجب ناراحتی خیلی ها شده بود. اما الان به همه ی آنها احترام می گذارم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;فكرمی كنید در ایفای نقش یوسف و باورپذیری آن برای مخاطب چقدر موفق عمل كرده اید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;فكرمی كنم تا حد زیادی موفق بوده ام. خب یك جاهایی به علت طولانی بودن پروژه، كار خسته كننده می شود. این كه آدم همیشه باید سرصحنه حضورداشته باشد. فشاركارخصوصاً درصحنه های حسی زیاد است وآنهایی هم كه پشت دوربین ایستاده اند نمی دانند تو چه مشكلی داری.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آیاپیش آمده كه بخواهی بعضی صحنه ها را دوباره تكراركنی؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بله، خیلی وقت ها.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در این مواقع كارگردان مخالفتی نمی كند؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نه مخالفتی نمی كند. من هم آدم تعارفی نیستم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آقای شورجه هم در مورد بازیها نظرخاصی می دهند؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آدم فوق العاده محترمی است آقای شورجه وهمیشه حد و حدود دیگران را رعایت می كند. درزمینه ی بازی اگرنظرخاصی داشته باشد با كارگردان درمیان می گذارد و به ما می گویند. مگرمواردی كه آقای سلحشورسرصحنه نیست و او به عنوان كارگردان حضوردارد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بازیگر نقش كودكی یوسف هم با شما نسبت فامیلی دارد. او چگونه انتخاب شد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بله، پسرعمه ی من است. پس ازحدود 2 سال همدیگررا دریك مجلس عروسی دیدیم و من حس كردم آن معصومیتی كه اینها دنبالش هستند درچهره ی اوهست. همان جا چند تا دیالوگ به او دادم كه خیلی خوب جواب داد وگفت بازیگراول استان مازندران بوده است. به این ترتیب او را معرفی كردم و با تستی كه ازاو گرفتند، ظرف 3 روزجلوی دوربین رفت.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پیش از این پروژه مشغول چه كاری بودید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دررشته مدیریت صنعتی دانشگاه غیرانتفاعی تحصیل می كردم و حسابدار یك شركت كوچك بودم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تجربه ی سینمایی هم داشتید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نه. فقط چند بارتئاترهای مدرسه و دانشگاه بازی كرده بودم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما اطلاعاتتان در این زمینه خوب به نظر می رسد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هیچ چیزبه اندازه ی تجربه به آدم اطلاعات نمی دهد. شما هزار بارهم كه یك مطلب سینمایی را خوانده باشید، تا وقتی وارد میدان عمل نشوید، چیزی ازآن مفهوم درك نخواهید كرد. حتی تجربه ی تئاتری نمی تواند خیلی در سینما موثر باشد. یك بازیگر تئاتر باید نفس گیری، بیان و حركات بدنی قوی داشته باشد. اما درسینما باید كار را خوب بشناسی. من خودم خیلی ازتئاترلذت نمی برم. سینما را ترجیح می دهم و با پیش تولیدی كه درسینما وتلویزیون ایران هست، كار با دوربین 35 میلی متری را دوست دارم چون به بازیگرفرصت می دهد كه به نقش فكركند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چقدر سینما می روید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تا به حال 4 بارسینما رفته ام. غیرازجشنواره ی امسال كه دریك شب 3 تا فیلم دیدم، درخانه هم سعی می كنم فیلم خوب ببینم. به نظرمن مردم بهترین قضاوت كننده هستند، نه منتقدان و فیلمی كه خوب می فروشد به هردلیلی كه باشد فیلم خوبی است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پیشنهاد دیگری نداشتید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;قبل ازیوسف 3 تا كارسینمایی به من پیشنهاد شد كه هرسه تجاری بودند. شاید هم بدم نمی آمد بازی كنم. اما روز آخر بازیگر دیگری را انتخاب كردند. حتی یك باركه برای بستن قرارداد رفته بودم، گفتند ما با فلانی قرارداد بسته ایم درحالی كه به من قول داده بودند. خیلی اذیت شدم. حتی به جرأت می توانم بگویم ازتیرماه 83 كه قرارداد اولیه را برای یوسف بستم تا موقعی كه جلوی دوربین رفتم، سخت ترین روزهای زندگی من بود. واقعاً دلم می خواهد به آنهایی كه درعالم سینما جایگاه بالایی پیدا كرده اند بگویم: اگربخواهند رسم دنیا را به نا حق به هم بریزند، ازهمان جا كه هستند زمین می خورند. من با همه ی سختی ها ازكسی گله مند نیستم و حاضرنبودم به خاطر پذیرفتن این نقش، پا روی اصول اخلاقی و زندگی ام بگذارم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بعد از یوسف دلتان می خواهد چه نقشی را بازی كنید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دوست دارم نقش یكی ازرجال بزرگ ایرانی با تفكرات ایرانی را بازی كنم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;فرد خاصی در نظرتان هست؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بله. اما چون قراراست ساخته شود اسم آن را نمی آورم تا ذهنیت خاصی پیش نیاید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به هرحال دوست دارم بازی كنم. ازبیكاری متنفرم. اما موافق استفاده ی ابزاری ازچهره ها هم نیستم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آیا هرگز در ذهنتان به بازیگری فكركرده بودید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برای من هیچ چیزرویایی نیست. همه ی آرزوهای دنیا را دست یافتنی می بینم. فكرمی كنم درمورد نقش یوسف و انتخاب من برای این نقش هم سرنوشت و خواست خدا بوده است. گاهی باید هدف را رها كرد. باید بدون وابستگی به هدف تلاش كرد ومن در زندگی خیلی تلاش كردم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به شهرت چطور؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;كمترازآن چیزی كه ممكن است نقش یوسف برای من داشته باشد، خود نقش است كه برای من زیباست. ظرفیت شهرت را داشتن كارهركسی نیست. برای همین است كه آدمهای بزرگ انگشت شمارند. یك روزبازیگری به من گفت: اگربهترین بازیگردنیا هم باشی، یك جرقه ای. جرقه ها یا پرنورند یا كم نور.اما همه خاموش می شوند. شهرت برای پیشرفت خوب است اما زندگی با شهرت كارساده ای نیست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بهترین نقشی كه از نظر بازیگری تأثیر عمیقی روی شما گذاشته كدام بوده است؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;من عاشق نقش فروتن درفیلم قرمزهستم. ازهمانجا بود كه به بازیگری علاقه مند شدم. اصولاً نقش آدمهای روانی را خیلی دوست دارم. چون تعلیق زیادی دراین نقش هست. درخیابان هم زیاد نقش بازی می كنم كه متأسفانه آخرین باربه همسایه روبرویی مان برخوردم كه البته من او را نمی شناختم و خیلی هم دلش برای من سوخت.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;علاقه ی اصلی تان چیست؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برای من علاقه ی اصلی وجود ندارد. دنبال یك زندگی راحت برای خودم واطرافیانم هستم. به شرط این كه به طبیعت، قانون طبیعت ومردم لطمه ای نزند. كافی است خوب فكركنیم وخوب بخواهیم. خداوند همه چیز را در اختیارمان قرار خواهد داد. باید رمز جهان را بشناسیم. نباید ترسید. باید احتیاط كرد. باید براساس مطالعه وتجربه فاصله ترس واحتیاط را تشخیص داد كه ازتارمو نازك تراست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;غیراز بازیگری به چه كارهایی می پردازید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ورزش می كنم و اكثراوقات درخانه هستم. كتاب می خوانم و فیلم می بینم. دو تا دوست دارم كه یكی ازآنها را هردو ماه یك بارمی بینم و یكی دیگر را هم هفته ای یك بار. به طوركلی به نظرمن درجامعه جایی برای تفریح نداریم. ازطرفی معتقدم اگر قراراست حداقل الگویی برای بچه ها و جوان های دیگرباشیم باید درتفریح و گذراندن اوقات فراغت حواسمان جمع باشد وخودمان را كنترل كنیم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خانواده تان راجع به این نقش و به طوركلی بازیگری شما چه نظری دارند؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آنها همواره تأثیربسیارزیادی درزندگی من داشته اند. همیشه خانواده برای من اصل بوده است و برای آنها همواره احترام و اهمیت زیادی قائل بوده ام. درعوض پدر ومادرم نیز به من اعتماد كامل دارند و هرگزدرهیچ كاری مخالفتی ازخودنشان نداده اند. الان هم خیلی ذوق زده اند. چون كاراول من بوده و فكرش را هم نمی كردند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;درحال حاضركدام برنامه یا سریال تلویزیونی را دنبال می كنید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هیچكدام، به جرأت می توانم بگویم كه ما در دوره ی یكساله ی كنونی حتی یك سریال مناسب برای مردم هم نداشته ایم. به نظرمی آید كه برنامه سازان تنها بودجه گرفته اند كه یك چیزی بسازند. امیدوارم كارهای سیما فیلم پس ازآماده شدن بتواند چند سالی تلویزیون را ازجهت سریال های خوب بیمه كند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;قصه یوسف بدون شك زیباترین قصه و به گفته قرآن احسن القصص به شمار می رودكه محور اصلی آن بر مبنای عشق زمینی و فرا زمینی است. می خواهم نظرشما را در مورد مقوله عشق بپرسم:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;من فكرمی كنم كل جهان هستی براین مبنا قرار دارد كه عاشق باشی. تنهاعاشق بودن برای خداوند مهم است. ما آدمهای زمینی هستیم با تعلقات خودمان و دردنیایی زندگی می كنیم كه تمامی نعمت ها برای استفاده ی ما درآن قرارگرفته است. باید ازدنیا لذت ببریم بی آن كه كسی را بیازاریم. من معمولاً چیزی را درماوراء جستجو نمی كنم. همه چیزرا اطراف خودم پیدا می كنم. مثلاً درعشق به پدر ومادرم. گاهی دربرخی پلان های حسی كه نیاز به تمركز دارد به مادرم زنگ می زنم، صدایش را می شنوم و دیگرهمه چیزبرای من تمام می شود. زیرا آنقدراو را دوست دارم و آنقدر سادگی درعشق پدر و مادرم نسبت به خودم احساس می كنم كه ازهردلواپسی و اضطراب دراین جامعه رها می شوم. حتی درمونولوگ هایی كه درزندان داشتم هیچ وقت نگذاشتم برای من اشك بگذارند. چرا كه آن جمله ها ازعمق وجود من بر می خاست كه به عقیده من این نهایت عشق است. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 02 Dec 2008 20:32:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=waht1&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>waht1</dc:creator>
<guid>http://waht1.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://waht1.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #333333&quot; color=#ffffff size=4&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff9900 size=4&gt;بهانه ی دخترا: 1 - فاصله سنی مون خیلی زیاده(یعنی خیلی از مرحله پرتی) 2 - من به تو علاقه به اون صورت ندارم (یعنی خیلی بد هیکلی) 3 - من الان تو موقعیت بدی هستم (یعنی دلم یه جا دیگه گیره) 4 - تقصیر تو نیست تقصیر منه (یعنی عجب غلطی کردم با تو دوست شدم) 5 - من تو دوستیمون از هیچ کاری دریغ نکردم (یعنی هر غلطی خواستم کردم) 6 - دیروز یه خواستگار دکتر داشتم (یعنی زودتر بیا منو بگیر )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 02 Dec 2008 20:26:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=waht1&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>waht1</dc:creator>
<guid>http://waht1.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>www.waht.blogfa.com</title>
<link>http://waht1.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>اینم یه عکس توپ که از:  &lt;A href=&quot;http://www.sseevveenn.persianblog.ir&quot;&gt;www.sseevveenn.persianblog.ir&lt;/A&gt; برداشتمش ته خندست!!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://files.myopera.com/sseevveenn/albums/525683/BOMB.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.waht.blogfa.com&quot;&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 02 Dec 2008 20:12:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=waht1&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>waht1</dc:creator>
<guid>http://waht1.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>www.waht.blogfa.com</title>
<link>http://waht1.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>راستی دیشب نود دیدید جریان کی بود کی بود من نبودم همینه دیگه ۲ تاییشون همدیگرو به خدا واگذار کردن به نظر شما حق با کی بود؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته خبرنگار شیرازی( حالا اینکه خبرنگار بوده یا نه هم معلوم نیست) خیلی ضد و نقیض صحبت می کرد. مثلا اونجا که می گفت افشین پیروانی به من زنگ زده.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مصطفوی هم که معلوم نیست داره با پرسپولیس چیکار می کنه( البته من استقلالی ام) ولی خب دلم به حال پرسپولیس می سوزه. خداییش علی آبادی داره استقلال و پرسپولیس رو خراب می کنه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.waht.blogfa.com&quot;&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 02 Dec 2008 20:09:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=waht1&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>waht1</dc:creator>
<guid>http://waht1.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وبلاگ  اصلی:www.waht.blogfa.com </title>
<link>http://waht1.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>وبلاگ  اصلی:www.waht.blogfa.com &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شایعات:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دستگیری امیر تتلو&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مرگ حسین مخته و ساسی مانکن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خداحافظی شادمهر عقیلی از دنیای موسیقی&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 02 Dec 2008 19:52:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=waht1&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>waht1</dc:creator>
<guid>http://waht1.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://waht1.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=7&gt;فواید سیگار کشیدن&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سیگار كشیدن باعث میشه شما هرچه سریعتر از شر سلامتی و زندگی به امید خدا خلاص بشید و بتونید پا به عرصه های جدیدتری از جمله جهان آخرت بگذارید و تجربه های جدید كسب كنید . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;? – وقتی سیگار بكشین یه سرفه هایی میكنین به خدا همچین سر جیگرتون حال میاد انگار قولنج ریه تون رو گرفته باشن یعنی ششتون حال میاد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;? – اونایی كه سیگاری هستن بعد از یه مدت متوجه میشن كه روابط عاطفی عمیقی با چای و نسكافه پیدا كردن . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;? – اگه سیگاری بشین برای مواقع بیكاری ، بیعاری ، بیخوابی ، بیداری ،بیزاری ، بیذاتی ، بیماری ، سیرابی ، لیوانی ، خیشاحی ( منظور همون خوشحالیه ) ، نیراحی (ناراحتی ) و سایر مواقع بهترین امكان رو در اختیار دارین . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;? – اگه سیگاری بشین دارای روابط اجتماعی درخشان میشین و میتونین دوستان جدید زیادی پیدا كنین :&lt;BR&gt;الف – وقتی شما جزء خریداران سیگار باشین دوستانی رو پیدا میكنین كه از بس دوستتون دارن شما رو به شكل شیرینی میبینن .&lt;BR&gt;ب – وقتی شما جزء مصرف كنندگان سیگار باشین دوستان مهربونتون شما رو به شكل مگس میبینن .در نوع ب دوستی از طرف شما بسیار عمیقتر خواهد بود . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;? – اگه سیگاری بشین توی محیط های سربسته و عمومی از دست سیگاری ها حرص نمیخورین و این خودش باعث میشه آرامش اعصاب داشته باشین . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;? – وقتی سیگاری بشین ، میتونین توی مسابقه جهانی ترك سیگار شركت كنین و كلی پول به جیب بزنین . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;? – اگه سیگاری بشین ، وقتی با اقوام و دوستان به پیك نیك میرین موقع روشن كردن آتیش میتونین روش روشن كردن كبریت در میان باد و بوران رو به اونا نشون بدین و خودتون رو به عنوان یك قهرمان ملی معرفی كنید . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;? – اگه سیگاری بشین با سوپری سر كوچتون بیشتر رفیق میشین طوری كه اگه یه روز نرین سراغش دلش براتون تنگ میشه . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;?? – اگه مخفیانه سیگار بكشین میتونید با كوچه پس كوچه های اطراف خونه ، پشت بام ، زیر زمین و دیگر جاهایی كه تا حالا زیاد بهشون توجه نكردین بیشتر آشنا بشین . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;?? – وقتی مخفیانه سیگار میكشین با ادوكلن ، عطر و دئودورانت های ارزون قیمت و همچنین انواع آدامسهای p.k ، خروس نشان ، relaxو غیره آشناتر میشین و به آدمی خوشبو با دندونای سفید مبدل بشین . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;?? – هرچه بیشتر سیگار بكشین راحت تر میتونین از شر پولهایی كه توی جیبتون سنگینی میكنه راحت بشین . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;?? – اگه سیگاری بشین توی شهرای بزرگ كه هوای آلوده دارن راحتتر میتونین زندگی كنین &lt;/P&gt;&lt;FONT color=#5e4a4a&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Tue, 02 Dec 2008 19:38:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=waht1&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>waht1</dc:creator>
<guid>http://waht1.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیا تو  www.waht.blogfa.com</title>
<link>http://waht1.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>از این به بعد این وبلاگ به وبلاگ طنز تبدیل میشه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زندانیان زندان قزوین با ارسال طوماری خواستار انتقال یوزارسیف به زندان قزوین شدند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 370px; HEIGHT: 278px&quot; height=450 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.up.pixi.ir/files/rdz5mcmf8i1hcovvgxis.jpg&quot; width=370 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 02 Dec 2008 19:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=waht1&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>waht1</dc:creator>
<guid>http://waht1.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فیلم Nim&apos;s Island (جزیره نیم)</title>
<link>http://waht1.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;فیلم Nim&apos;s Island (جزیره نیم)،محصول سال 2008.&lt;BR&gt;خلاصه داستان: : نیم دختر نوجوانی است که بهمراه پدرش جک در یک جزیره زیبا و ناشناخته زندگی می کند . پدرش دانشمند است و بر روی میکرو ارگانیسم های دریایی مطالعه می کند . نیم در طول روز تمام وقتش را صرف ماجراجویی در جزیره و بازی با حیوانات آنجا می کند از جمله یک سوسمار ، یک پلیکان و یک خوک آبی . یکی دیگر از سرگرمی های نیم مطالعه کتاب می باشد و بخصوص او به داستانهای یک نویسنده به اسم الکس راور علاقه زیادی دارد . در ادامه جک تصمیم می گیرد برای یک سفر تحقیقاتی با قایق ، آنجا را ترک کند و نیم از پدرش می خواهد که او در جزیره بماند . در ادامه یک طوفان بزرگ باعث گم شدن جک در دریا می شود و نیم یک ایمیل به الکس می فرستد که به او کمک کند اما نمی داند که الکس یک زن است و اسم واقعی اش الساندرا می باشد . او تاکنون هرگز خانه اش را ترک نکرده است اما در عوض قدرت تخیل بالای دارد و می تواند با شخصیت اصلی کتابش یعنی الکس ارتباط برقرار کند . در ادامه الکس ، الکساندرا را راضی می کند که به کمک نیم بروند و پس از یک سفر وحشتناک آنها به جزیره می رسند تا با کمک هم پدر نیم را پیدا کنند .&lt;BR&gt;سبک فیلم : ماجراجوئی، کمدی، خانوادگی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.dl.persianmob.net/mob/film_3gp/2008.07.26/Nims%20Island%202008/Nim&apos;s_Island_2008.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.persianmob.net/download.php?filename=mob/film_3gp/2008.07.26/Nims Island 2008/Nims Island 2008 3gp-[PersianMob.Net].zip&quot; target=_blank&gt;دانلود3gp&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.persianmob.net/download.php?filename=mob/film_3gp/2008.07.26/Nims Island 2008/Nims Island 2008 Avi-[PersianMob.Net].zip&quot; target=_blank&gt;دانلودAvi&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.persianmob.net/download.php?filename=mob/film_3gp/2008.07.26/Nims Island 2008/Nims_Island_2008_Sub_EN-[PersianMob.Net].zip&quot; target=_blank&gt;دانلود زیر نویس&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 27 Jul 2008 21:19:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=waht1&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>waht1</dc:creator>
<guid>http://waht1.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دانلود فیلم Mutant Chronicles محصول 2008 </title>
<link>http://waht1.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>دانلود فیلم Mutant Chronicles محصول 2008 با فرمت DVDrip&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.filmschoolrejects.com/images/mutant-chronicles-08.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i36.tinypic.com/21958yc.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=center&gt;لینک های دانلود Download Links &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;http://rapidshare.com/files/128815859/TMC.part1.rar&lt;BR&gt;http://rapidshare.com/files/128818584/TMC.part2.rar&lt;BR&gt;http://rapidshare.com/files/128821428/TMC.part3.rar&lt;BR&gt;http://rapidshare.com/files/128823943/TMC.part4.rar&lt;BR&gt;http://rapidshare.com/files/128826595/TMC.part5.rar&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://rapidshare.com/files/128829407/TMC.part6.rar&quot;&gt;http://rapidshare.com/files/128829407/TMC.part6.rar&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://rapidshare.com/files/128831575/TMC.part7.rar&quot; target=_blank&gt;http://rapidshare.com/files/128831575/TMC.part7.rar&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 27 Jul 2008 21:15:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=waht1&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>waht1</dc:creator>
<guid>http://waht1.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>Emotional Arithmetic </title>
<link>http://waht1.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;FONT size=1&gt;فیلم &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=1&gt;زیبای &lt;/FONT&gt;خانوادگی&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;Emotional Arithmetic&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;با کیفیت عالی (&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=1&gt;R5&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=1&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;)  محصول (&lt;/SPAN&gt;2008&lt;SPAN lang=fa&gt;) با لینک مستقیم دانلود از سرور پرسرعت بیا تو  دانلودها &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i29.tinypic.com/1zhyky.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;خلاصه داستان :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;Plot: Emotional Arithmetic tells the story of three people who formed a life-long bond while housed at a detention...&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://dn5.sharedzilla.com/downloads/000299CE5B6298044873C1497777772E74686567656E6975732E7573656D6F74696F6E616C2E61726974686D657469632E323030372E72352E787669646E657074756E655F62792E676F68616E7A2E617669/3c5b3c6e5e4f3d2daa7e2aaabb0e480f/[www.thegenius.us]Emo&quot; target=_blank&gt;دانلود&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Jul 2008 16:31:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=waht1&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>waht1</dc:creator>
<guid>http://waht1.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
